خوراک
ارسال ها
دیدگاه ها

paradaymshenasiolomeensaniعلم، به ويژه هنگامي كه از دانش فني و مسلمات ابتدايي جدا شود، مسير قطعي و مشخصي در پيش ندارد، بلكه با گزينه‌هاي متعدد روبرو است. با حضور گزينه‌هاي رقيب در مطالعه و تبيين، تمسك به فلسفه هم ضروري است، حتي اگر اين تمسك نه در قالب آموزه‌هاي فلسفي و اصطلاحات رايج آن، بلكه به صورتي غير فني و متكي به تجارب عملي باشد.
در علوم انساني، به دليل فقدان پارادايم واحدي كه فرآيند پژوهش را سامان دهد، توليد علمي وابستگي بيشتري به شناخت فلسفي پيدا مي‌كند. مصرف كنندگان علم هم اگر بخواهند با بصيرت كافي با آن مواجه شوند، نيازمند چنين تاملاتي هستند. علاوه بر اين دو، معرفت‌شناسي مي‌تواند در بنيادهاي فرهنگ عمومي، در جهت تقويت روحيه دگر پذيري، موثر باشد. كتاب حاضر كه با رهيافتي كم و بيش بديع، به معضلات فلسفي علوم انساني پرداخته است، مي‌تواند در دسترسي به موارد مذكور مفيد باشد.

تاليف: برايان في
ترجمه: مرتضي مرديها
نشر: پژوهشكده مطالعات راهبردي
تعداد صفحات: 345
سال انتشار: 1383

تلاش برای گمان زدن مسير آينده و تمدن بشری٬آنچنان که در دوران ما قوت گرفته است ٬با آنچه در قرن نوزدهم و تحت تاثير تاريخگرايی برای تعيين مسير حرکت تاريخ صورت می گرفت متفاوت است.برخلاف بسياری از فلسفه های تاريخ رايج در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم ٬مباحث آينده شناسی فرهنگ و تمدن به دنبال کشف قوانين ضروری حرکت تاريخ ٬اعم از گونه های ايدئاليستی آن چون هگل و يا گونه های ماترياليستی آن همچون مارکس٬نيست.بلکه به دنبال کشف روندهايی است که از خلال افت و خيزهای تاريخ سياست٬اجتماع و فرهنگ و تکنولوژی…و با توجه به طبيعت ٬اوضاع زيست محيطی٬نيازها و توانايی های بشر٬آشکار می شود.روندهايی که بر آساس آن می توان در مورد خطوط کلی فرهنگ و تمدن در آينده حدس های صائب زد.

ادامه مطلب »

در شعله‌هاي آب

darsholehayeab..نرم، اما كشنده. صبور، اما شكننده. زلال، اما اسرارآميز. و نه هميشه شعله‌ور چون آتش. كه گاه سرد و گاه سوزان. عريان عريان عريان. و نه سر اختفا و سوداي آبرو. بي‌باك و چالاك. سخت سر و سخت رو. خواهشگر، همه تن، همه توان. و گاه نااميد. در پشت سد، در انتظار. نمي‌تواند به يكباره فروريزد و خود را خالي كند. تنها هر يك از يك چند سرريز مي‌كند. تا نشكند. تا نكشد. تا نميرد. عشق نجبامنشانه. خون‌خور و خامش نشين. و گاه در تابو مرداب. در حال نزع روان. هنوز آب است. هنوز عشق است. نيمش را زمين مكيده و نيم ديگرش را آسمان. من خود به چشم خويش ديدم كه جانم مي‌رود. از نرمي عشق و آب هر دو فرياد. كو سنگ خاره‌اي كه خضوع نكند. عشق و آب، ابري، مه‌آلود، باراني، سيلابي، جويباري، دريايي، و آبي. كه عشق، مثل آب، آسان نمود اول ولي افتاد مشكل‌ها.

رمان “در شعله‌هاي آب”  از جمله هفت اثر برگزيده دومین جشنواره دوسالانه مهر است.
نويسنده: مرتضي مرديها
ناشر: علم
تعداد صفحات: 502
سال انتشار: 1379

جان استوارت ميل يکي از تاثيرگذارترين فلاسفه در حوزه اخلاق، اقتصاد و سياست در دوره مدرن تفکر غرب است. ارزش و اعتبار او به حدي است که آموزه هاي فکري و فلسفي وي امروزه مطمح نظر بسياري از فلاسفه و شاخه هاي فکري و فلسفي جهان غرب است. اگر چه وي براي جامعه فکري ايران چهره آشنايي است، اما به همان ميزان تاثيرگذار نبوده است چراکه ترجمه آثار وي به فارسي هم با کندي صورت پذيرفته است. يکي از مهم ترين آثار وي که حدود شش سال پيش ترجمه و چاپ شد، زندگينامه خودنوشت وي با ترجمه استاد فريبرز مجيدي بود. مدتي پيش کتاب فايده گرايي اين فيلسوف با ترجمه دکتر مرتضي مرديها استاد دانشگاه و مترجم ترجمه و توسط نشر ني چاپ و روانه بازار کتاب شد. به همين بهانه گفت وگويي با مرتضي مرديها انجام داديم تا وجوهات ديگر فايده گرايي اخلاقي جان استوارت ميل و تفکر اخلاقي غرب را از ايشان جويا شويم. آنچه مي خوانيد حاصل همين گفت وگو است.

ادامه مطلب »

فايده‌گرايي

fayedegeraiفايده‌گرايي نظريه‌اي است درباره مباني اخلاق، اما از آن فراتر مي‌رود و حوزه‌هايي چون فلسفه سياست و حقوق را نيز در بر مي‌گيرد. اين متاتئوري، كه در پي تبيين عام رفتارهاي بشري، و نيز تعيين معيار كردار درست بوده، داوري‌هاي متعارضي را برانگيخته است: بسياري ممكن است آن را به بداهت درست بينگارند، اما كم هم نبوده‌اند بزرگاني كه آن را نه فقط آشكار غلط، بلكه خطرناك و خسارت‌خيز دانسته‌اند. جان استوارت ميل، برجسته‌ترين مدافع فايده‌گرايي، در اين كتاب مي‌كوشد مخاطب را نسبت به راستي و درستي و كارسازي اين نظريه متقاعد كند.

مترجم با افزوده مفصلي تلاش كرده است سهم خود را در ايضاح مطلب ادا كند.

نويسنده: جان استوارت ميل
ترجمه و تعليق: مرتضي مرديها
ناشر: نشر ني
تعداد صفحات: 262
سال انتشار: 1388

ادامه مطلب »

برای سالروز فلسفه نوشتن یادداشتی راجع به جان استیوارت میل انتخاب بدی نیست، وقتی نگارنده او را یکی از بهترین فیلسوفان عصر جدید تلقی میکند. میل به جد برای من جذاب و دوست‌داشتنی بوده است و شاید رمز آن این است که میل چندان جذاب و دوست‌داشتنی نیست. منظورم این است که غالباً افراد به این سبب مجذوب می‌شوند که در شخصیتی اوصاف عجیب و ماجراجویانه و متفاوت و خاصی می‌بینند که همچون یک غذای پرچاشنی یکنواختی کسل‌کننده‌ی ذائقه را برهم میزند. برخی بزرگان و از جمله برخی فلاسفه، شاید، حتی ناآگاهانه، برای پاسخ به همین تمایل عام، عجیب و انرمال بوده‌اند؛ چه در رفتار و چه در نظریه. من سعی کرده‌ام از این حالت فاصله بگیرم و جائی که فیلسوفان خیلی غریب میشوند برایم جذابیت نداشته باشند. برعکس، فیلسوفان معقول و آرام و اخلاقی که برای دیگران معمولی تلقی میشوند، برایم جاذبة خاص داشته‌اند و میل از مهم‌ترین آنهاست.

ادامه مطلب »

مرگ مجنون

در نقد عشق
می‌کوشم از وسواس تعریف عشق بپرهیزم، اما می‌ترسم که مفاهمه در اضطراب افتد. پس ناچارم بگویم که منظورم از این واژه رابطه‌ای است سراسر کشش و خواهش میان انسانی با انسانی یا حیوانی یا شیئی؛ که عموماً خواهان را عاشق و خوانده را معشوق و خواسته را وصال می‌نامند. و نشانه صدق آن این است که عاشق با داشتن معشوق، یا با امید آن، خود را صاحب همه چیز می‌بیند، حتی اگر هیچش نباشد و با نداشتن آن خود را صاحب هیچ نمی‌بیند، حتی اگر همه چیزش باشد. و دیگر این که بسا عیوب معشوق که نمی‌بیند و یا خوبی می‌بیند. و نیز این که در این خواستن خود را محق میداند و مهابا نمی‌کند و نصیحت نمی‌شنود و شراکت نمی‌پذیرد؛ و از این میان رابطه عاشقی میان انسان با انسان، و از آن، رابطه مرد و زن مهم‌تر و مشهورتر و مشکل‌تر است. به قسمی که حجم عظیمی از آنچه راجع به عشق گفته‌اند و نوشته‌اند و سروده‌‌اند و کشیده‌اند و ساخته‌اند و ورزیده‌اند، قصه جذبه‌ای بوده است، میان مردی و زنی که جنسیت در آن سهمی به سزا داشته است.

ادامه مطلب »

فلسفه اگزيستانسياليسم(existentialism)، در ابتدا نقدي بود براي رد فلسفه‌يي كه انسان را صرفا از منظر موجودي داراي عقل مورد توجه قرار مي‌داد، اما بعدها از طرح ساده‌ي اين موضوع فراتر رفت و مباني فلسفي نسبتا پيچيده‌يي را براي پيش‌برد عقايد خود مطرح كرد، كه مباحثي هم چون خود(self)، ديگري(other)، بيگانگي فرد با خود(alienation)، تفاوت‌هاي ظريف ميان ابعاد شخصيتي انسان، تمايل به يك حالت دوگانه‌ي تمايز از ديگران و تشبه به ديگران، توانايي انسان براي تغيير خود، و انتخاب به جاي تقليد، تحت عناوين اختيار، انتخاب، و خودسازي، از مباني مورد توجه آن بود. همين ايده‌ها مورد توجه بعضي فيمينيست‌ها قرار گرفت و مبناي روايتي از اين مكتب شد كه مشكلات زنان را، به اين دليل كه حساسيت و باخودبيگانگي انسان در تجربه‌ي زنان به شكلي شفاف‌تر خودنمايي مي‌كند، در قالب مفاهيم خود، ديگري، باخودبيگانگي، و نظاير آن، بازسازي كرد.

ادامه مطلب »

معنای جدید روشنفکر

متین غفاریان

هر هویت سیاسی، واژگان خاصی را در خدمت می‌گیرد‌. این واژگان در كارگزاری این هویت، دیگر آن چیزی كه قبلا بوده‌اند، نیستند‌ و بدل به چیز تازه‌ای می‌شوند‌. اگر این هویت بنیادگرا باشد حتما ادعا خواهد كرد كه این واژگان را پس از مدتی كه از معنا تهی شده‌اند دوباره در معنای اصیل‌شان به كار برده است‌.هر هویت‌یابی متضمن بازیابی و بازآرایی دوباره واژگان است‌. روشنفكران دینی نیز در مسیر هویت‌یابی خویش به بازیابی و باز‌آرایی دوباره واژه روشنفكری دست زدند‌. قبلا گفتیم كه عبدالكریم سروش روشنفكری در معنای مجرد را دوباره تعریف كرد‌. تعریف او در برابر تعریف سنتی قرار داشت ـ به همین مفهوم سنتی بازخواهیم گشت- كه از سوی چپ در ایران جاافتاده بود‌.

ادامه مطلب »

يكي بر سر شاخ و بن مي‌بريد

مروري كوتاه بر تاريخ انديشه ديني حكايت از آن دارد كه در اين ديدگاه ارزش و كارايي عقل محل انكار و ترديد بوده است. اگر چه بسياري از متون ديني، عقل را به عنوان يك آيت‌ الهي ستوده‌اند و در عداد آفريده‌هاي شگرف خلقت تمجيد كرده‌اند، آن را ميزان مزيت انسان قرار داده و به تقويت و تبعيت آن فراخوانده‌اند و حتي آن را سرمايه عبوديت انسان شمرده‌اند، اما همچنان كه مي‌دانيم مواضع اشياء آن چنان كه بايد و شايد،‌ با مواضعشان بدان سان كه تحقق خارجي دارد،‌ غالبا منطبق نيست و معرفت ديني هم از شمول اين تجربه بيرون نبوده است. براي روشن شدن تفاوت يك شيء در دو موضع حقيقت (بنا به تعريف) و واقعيت (بنا به تحقق خارجي) تأمل در يك نمونه راه‌گشا است.

ادامه مطلب »

ارسال های قدیمی تر »